تبليغاتX
معلمان موفق دینی
فعالیت های آموزشی یک معلم

معرفی ونقد فیلم سازدهنی:

فیلم ساز دهنی که برای چندمین بار از تلویزیون پخش شده، از جمله فیلم های مطرح دهه 50 است که امیر نادری آن را کار گردانی کرده است.

از جمله فیلم های قبل از انقلاب وی "تنگا"و "تنگسیر" محصول 1352 و بعد از انقلاب فیلم هایی چون "دونده " محصول 1361 و"آب، باد، خاک" محصول 1364 می باشد.

فیلم سازدهنی محصول سال 1352 می باشد که درجشنواره جیفونی ایتالیا در سال 1369  جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد.

داستان فیلم به ظاهر بیانگر مسئله فقر وتنگدستی کودکان جنوب کشورمان (بوشهر) می باشد.موضوعی که در زمان رژیم سابق دستمایه خوبی برای فیلم سازان بود.اما هدف ما از معرفی این فیلم موضوع کرامت نفس وعزت نفس است که در کتاب های درسی گنجانده شده است.چیزی که در ساختن شخصیت انسانها بسیار مهم به شمار می رود.

 عبدالله بچه ایست که او را ختنه کرده اند وپدرش برای این که اورا ساکت کند برایش ساز دهنی خریده . بچه های محل هیچکدام توان خرید ساز دهنی را ندارند، ولی صدای ساز دهنی آن ها راوسوسه می کند وآرزویشان این است که ساز بزنند.عبدالله خیلی زود می فهمد که می تواند بوسیله سازش آن ها را تحت اطاعت خودش در آورد.بعضی برای اوپول می اوردند و بعضی خوردنی می آوردند تا بتوانند ساز بزنند.وقتی عبدالله  به آن ها ساز می دهد که بزنند با توجه به ارزش چیزی که آورده اند، زمان تعیین می کند وباشمردن مثلا از یک تا بیست  می توانستند ساز بزنند.(لذت های دنیوی نیز به همین سرعت از یک تا بیست است، که بعضی ها کرامت وعزت نفسشان را برای آن می دهند.)

 در این بین امیر(امیرو) بچه ای با هیکلی چاق وچهره ای مظلوم چون چیزی ندارد که بدهد، درعوض سواری می دهد تا بتواند ساز بزند.وقتی برای اولین بار ساز می زند از شدت خوشحالی در کوچه های شهر می دود ومی گوید" مو ساز زدم ، موساز زدم..."گویی تما م دنیا را به او داده اند ولی خیلی زود می فهمد که لذت ساز زدن به قیمت از دست دادن شخصیت، انسایت وخوداقعی اش تمام شده است.

امیر که عاشق وشیدای ساز دهنی شده است، تمسخر ها وملامت ها را به جان می خردوبه قول مادرش با ریختن آبروی خود وخانوادهاش تن به سواری دادن به عبدالله می دهد وهر روز برای سواری دادن به عبدالله کنار درب خانه اش حاضر می شود .تا عبدالله را سوار کند ودر شهر بچرخاند وساز بزند.( امیرعبدالله نبود،عبد عبدالله بود.) صحنه ای از فیلم که نهایت ذلت وخواری امیر است وقتی است که اوعلاوه بر اینکه خرشده ،باید میمون هم بشود. فرد دوره گردی با ساز زدن میمونی را به بازی در می آورد ونمایش اجرا می کرد واز بچه ها  پول می گرفت.عبدالله بچه ها راجمع می کند واز امیر می خواهد که اگر می خواهد ساز بزند باید مانند میمون چوب بازی کند ویا ادا درآورد.  امیر همان کارهای میمون را تکرار می کند.

مادر امیر بارها او را تنبیه کرد، حتی سرکار فرستاد تا بلکه این عادت از سرش برود ولی امیر با شنیدن صدای ساز وسوسه می شود، صبرش از دست می رود وتسلیم ساز دهنی می شود.بیچاره مادر امیر در نهایت تنگدستی وبی سرپرست بودن باید این بچه یتیم را بزرگ کند . هر شب امیر از شدت درد پهلو وکمر نمی تواند راحت بخوابد ومادرش باید بدنش را مالش دهد تا آرام گیرد.

یک شب مادر امیربه او می گوید(بااین مضمون )تا کی می خواهی خر پسر" کََل عبدو" شوی. نگذارهر کس وناکسی به توظلم کند . سپس النگو هایش را که تنها یادگار پدر امیر است به او می دهد تا بتواند برای خودش ساز دهنی بخرد. اما غیرت امیر، شاید بهتر بگوییم خود واقعی وانسانی امیر بیدار می شود وبه خوداجازه نمی دهد که بشتر ازاین خوار وزبون شود ومادرش این چنین سرافکنده در مقابل دیگران.

به راستی چه چیز باعث شده بود تا بچه ها این قدر در مقابل عبداله افتاده وتسلیم باشند؟ بله همان ساز سحر آمیز بود که آن ها در مقابل صدایش سحر می شدند واراده اشان را از دست می دادند. وامیر هم فهمید که باید چه حرکت بزرگی را انجام دهد."جهاد با نفس"

سرانجام تصمیم گرفت که خود ودوستانش را از شر ساز دهنی خلاص کند. در یک فرصت که ساز از دست عبداله به زمین می افتد، امیرآن رابرداشته وبه سمت دریا فرار می کند. عبداله وبچه ها هم به دنبال او. امیر داخل آب می شود وساز دهنی را تا دور دست پرتاب می کند. بچه ها هم کنار ساحل ناظر غرق شدن آن هستند.

وقتی امیر از آب خارج می شود، عبداله به بچه ها می گوید او را بزنیداما بچه ها دلیلی برای اطاعت از او نمی بینند زیرا عبداله وسیله ی را که با آن بچه ها را مطیع خود کرده بود از دست داده بود.

فیلم اگرچه در حوزه کودک ونوجوان می باشد، ولی هر بیننده ای در هر شرایط سنی می تواند از آن درس بگیرد.فیلم با تمام سادگی وبی آلایشی وهنر پیشه گانی که شاید اولین با ر است که در مقابل دوربین قرار می گیرند، بیننده را تا آخر مجذوب تماشای آن می کند. وبیننده را تا زوایای پیچیده درونش پیش می برد.

در پایان فلیم، امیر که حالا امیر میدان است، عبداله را به باد کتک می گیرد.این صحنه های آخری فیلم شاید چندان پیام مناسبی نداشته باشد معلوم نیست گارگردان با این صحنه ها چه چیز را به نمایش می گذادر.انتقام وتلافی، برگشتن امیر به حالت وخوی عبداله چون حالا قدرت پیدا کرده است و... د رهر صورت بهتر بود فیلم با همان صحنه ای که امیر ساز را به داخل آب پرتاب می کند تمام می شد.وبیننده پیروزی امیر بر هوای نفس را می دید. وخواری عبداله که حالا دیگر چیزی ندارد (وبه قول معروف یک شخص زمین خورده است، وای به دوراز جوانمردی است که فرد زمین خورده را نیز له کرد)

توصیه ما بر این است که فیلم را تهیه کنید وبا دقت بخش های مختلف فیلم را ببیند. وخلاصه ی آن را هنگام تدریس درس سیزدهم سال سوم به عنوان انگیزه ورود به درس ویا درقسمتی ازدر س که مرتبط با آن است بیان کنید.

در ضمن بخش هایی از این فیلم به صورت کلیپ اموزشی همراه با سوالاتی مرتبط درخود فیلم تهیه شده است، که برای نمایش در کلاس بسیار مناسب خواهد بود.

یادم نمی رود وقتی داستان فیلم را برای بچه ها تعریف می کردم، خیلی برایشان جذاب بود. در حالی که هنوز به تازگی از تلوزیون بخش نشده بود وخیلی از آن ها فیلم را ندیده بودند..اما بعد از پخش فیلم در تابستان امسال، وقتی بچه ها مرا می دیدند، بلافاصله می گفتند آقا فیلم ساز دهنی را دیدی؟!

منظورم تعریف از فیلم نبود، بلکه یاد اوری این نکته بود که، آموزش به صورت عینی ودیداری انقدر تاثیر گذار است که حتی تا پایان عمر از خاطرنمی رود.

 فراموش نکنیم که دشمنان نیز به خوبی از همین روش برای بد وخشن جلوه دادن اسلام در سراسر دنیا استفاده می کنند. به راستی ما چقدر از روش های عینی ودیداری در کلاس بهره می بریم؟.

وهنوز ما اندر خم یک.......  

مرتیبط با درس ۱۳ سال سوم( کرامت نفس)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 0:38  توسط زرلکی  | 

معرفی ونقد فیلم

خداحافظ رفیق

معرفی ونقد فیلم خدا حافظ رفیق فيلم خداحافظ رفيق ساخته بهزاد بهزاد پوردر حوزه دفاع مقدس است. اين فيلم اپيزوديك به روايت سه داستان و يك موخره مي‌پردازدکه این قسمت آخر به نوعي پايان غير منتظره محسوب مي‌شود. فيلم از سه اپيزود(قسمت) خداحافظ رفيق، يك لحظه رنگین كمان و گل شيشه اي تشكيل شده است اما اپيزد آخر(اپیزد چهارم) بنوعي جمع بندي كل فيلم به شمار مي‌آيد. در اين بخش جواني با ظاهري متجد(مو های ژل زده) را در سينمايي مي‌بينيم که در واقع سه قسمت ابتدايي فيلم را ديده است. جوان از سینما خارج و سوار تاكسي مي‌شود و در تاكسي ياد صحنه‌هاي فيلم مي‌افتد راننده قصد بيدار كردن او را دارد.به ظاهر خوابش برده ولي تماشاگر مي‌بيند همه شهيدان حاضر در قسمتهاي قبل فيلم در دشتي وسيع به سراغ آن جوان مي‌آيند و او را با خود مي‌برند . به نظر مي‌رسد فيلم ساز با اين قسمت انتهايي خواسته گوشزد كند که اگر جوانان امروز هم راه همان ايثارگران و شهيدان را بپيمایند به بهشت مقصود خواهند رسيد اما كارگردان چون با ياد آوري فيلم خودش قصد چنين هدفي داشته بنوعي خود ستايي و تبليغ فيلم در فيلم مواجه شده است. نكته ديگر هجوم فرهنگي در اين روزها چنان گسترده است که به نظر بعيد مي‌آيد جواناني با آن تييپ نمايش داده شده توسط كارگردان با چنين سرعتي تحت تاثير فيلم قرار بگيرند و متحول شوند. ناگفته نماند این قسمت چهارم از فیلم حذف شد وبه اکران در نیامد. اين فيلم بيشتر برروی كساني تاثير گذار است که با فرهنگ سالهاي عشق و ايثار و ايام دفاع مقدس انس و الفتي عميق يافتند، سالهايي که شميم ورایحه ی از خود گذشتي و صداقت در فضاي سنگرهای جبهه پراكنده بود . اما در مقام مقايسه، فيلم كم خرجي مثل خداحافظ رفيق در مقابل برخي فيلم‌هاي جنگي ديگرکه از پر خرج ترين فيلم‌هاي سينما محسوب مي‌شوند، با بهره گيري از روايتهاي ساده بر دل تماشاگران مي‌نشيند. فيلم‌هایی كه متا سفانه با بكار گيري همه امكانات موجود بر اساس داستاني ضعيف و تكراري در نشان دادن چهره شايسته از شهيدان و ايثارگران و آزادگان ناتوانند. فيلمي كه بهزاد پور ساخته گرچه به نوعي با بايكوت سينماها و سيناگران مواجه شد و گرچه از امكانات وسيع فني و پشتوانه مالي و معنوي تهيه كننده اصلي بهره مند نبود، ولي ثابت كرد هنوز كساني هستند كه مي‌خواهند باداستانهايي صادقانه فيلمي قابل پذيرش در وصف اندكي از شهيدان و خانواده معظم ايشان بسازند.. خداحافظ رفيق مي‌كوشد ستايشي عطر آگين از شهادت باشد. فيلم ساختاري ساده دارد انگار در همان سالهاي ابتدايي جنگ ساخته شده، از همين روي موسيقي متن فيلم نيز با در نظر گرفتن همين فضا ساخته شده است .در روايت اول شنيدن آن شوخي‌ها از زبان رزمندگان و غسل رزمنده تازه شهيد شده در حمام سنتي و انتظار همسر شهيد که گويي هر شب جمعه همسر شهيدش را مي‌بيند و شهادت شخصيت اول اين اپيزد (مسلم)و پيوستن او به جمع شهداي هميشه زنده تاريخ دفاع مقدس همه در كنار هم حال و هواي آن سالهارا براي تماشاگر اين فيلم زنده مي‌كند به نظر مي‌رسد اپيزد سوم بهترين اپيزد فيلم است اين اپيزد قصه اي بسيار لطيف انساني و كم عيب دارد و روايت آن بهتر از بقیه در آمده. در مجموع سه روايت فيلم آن چنان حال و هوايي در بيننده ايجاد مي‌كند كه گويي در سالهاي دهه 60 و اوج جنگ و جبهه هستيم. بهزاد پور خود از فيلم سازان نسل انقلاب است و پيشتر او را در نقش رزمنده در فيلم" بلمي به سوي ساحل" و چند فيلم ديگر ديده ايم که با روايت ايثارگري و از خود گذشتگي شهيدان، حضور هميشه ماندگار آن‌ها را به اثبات رسانده است. خداحافظ رفيق فيلمي است که سعي مي‌كند اين حقيقت را به مخاطبانش دوباره تذکر دهدکه شهدا زنده اند از اين منظر این فیلم چيزي فراتر از فيلم معمولي است. بويژه در وانفساي بي محتواي فيلم هاي تجاري، ديدن چنين فيلمی دميدن روحي تازه در كالبد پيكره بي جان سينماي امروز ماست . فيلم به دليل مضامين آن اثري ارزشمند محسوب مي‌شود فيلمي كه مي‌خواهد بگونه ي فكر نكنيد شهدا شما را نمي بينند پس مواظب اعمالتان باشيد تا شرمنده آن‌ها نشويد. اما مشكل اصلی فيلم اين است که بهزاد پور آن چنان شيفته مضمون شده که همه چيز را فداي آن كرده. او مي‌خواسته در طي اين فيلم با چهار اپيزد تمام آن چه را در ذهن خود داشته بيان كند و اين پرگويي باعث از دست رفتن ارتباط تماشاگر با فيلم شده است. فيلم مي‌توانست يكي از قسمتها مثلا تنها همان اپيزد طولاني اول باشد و همانجا تمام شود اما اين اتفاق رخ نمي دهد و اپيزدهاي بعدي با سوژه‌هاي متفاوت ولي با يك هدف مشترك بر روي پرده نقش مي‌بندند. خداحافظ رفيق با آن كه صحنه‌هاي ديدني دارد ولي در بسياری از موارد اغراق آميز است، و در نوع روايت آن دقت نظر صورت نگرفته. تكرار صحنه‌هاي نمايش داده شده فيلم در پايان هر اپيزد تكرار همه آن‌ها در اپيزد پاياني خسته كننده و باعث بي حوصلگي بيننده مي‌شود اگرکارگردان تناسبي ميان محتوا و ساختار فيلم خود برقرار مي‌كرد مي‌توانست اثر بهتري بسازد. دیدن این فیلم را به همکاران توصیه می کنیم .همکاران محترم می توانند در زمان های مقثضی فیلم یا بخشهایی از آن را برای دانش آموزان نمایش داده ودر باره آن بحث وگفتگو نمایند. یا معلم آن را به دانش آموزان معرفی کند تا گرو های کلاسی هر کدام بعد از دیدن فیلم نظرات خود را درباره جنگ وارز ش های آن بیان کنند. ناگفته نماند بخش هایی از این فیلم مانند گفتگو های مسلم وهم رزمانش در بهشت زهرا ویا شخص گناه کاری که نمی خواست از دنیا جدا شودولی او را سوار بر نعش کشی می برند، می تواند به عنوان ایجاد انگیزه برای در س پنجم دینی 2( موضوع دیدگاه انسان ها در برخورد با مرگ) استفاده کرد. در ضمن این فیلم از شبکه 4 برنامه سینما ماوراء در تاریخ2/7/85 هراه با نقد وبررسی فیلم به نمایش در آمده است.همکارانی که تمایل به تهیه فیلم با نقد آن را دارند، می توانند از طریق سروش سیما با ذکر تاریخ پخش اقدام کنند. بخش هایی از فیلم که به صورت cdکمک آموزشی مرتبط با درس 5 دینی دوم تهیه شده است نیز در دفتر گروه دینی منطقه 4 موجود می باشد.

برداشتی از سایت شبکه چهار برنامه ی سینما ماوراء                               زرلکی                                                                                                                                                                                                                                                                            

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 13:26  توسط زرلکی  |