باسمه تعالی
|
سوالات امتحان نهایی درس: قرآن وتعلیمات دینی (3) (دین وزندگی) |
رشته: کلیه رشته ها |
ساعت: 8صبح |
مدت امنحان: 80 دقیقه |
|
سال سوم متوسطه |
تاریخ امتحان: /2/1388 | ||
|
دانش آموزان وداوطلبان آزاد سراسر کشور در(نوبت دوم)اردیبهشت ماه سال 1388 |
مدرسه شهید مطهری (شاهد) منطقه 4 | ||
|
ردیف |
سوالات ( در سوالات زیر آیات قرآن به کار رفته مرافبت فرمایید) |
نمره |
|
1-
2-
3-
4-
5-
6-
7-
14-
15- 16-
17- 18- 19- 20- 21- 22-
23-
24-
25- 26- 27- 28- 29- 30-
|
عبارات قرآنی زیر را ترجمه کنید: الف: مَن کانَ یُریدُ العِزَّه......................................... ب: فَلِلّهِ العِزَّهَ جَمیعَاً .................................فاطر/10 آیه قرآنی زیر را کامل کنید: انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا.......................................................................................................................مائده /55 عبارت قرآنی زیر مربوط به کدام یک از زمینه های تشکیل خانواده می باشد. ... وجعل بینکم موده ورحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون. روم /21 جای خالی را در عبارات زیر با کلمه مناسب پر کنید: هرپاسخی که به نیازهای اساسی وبنیادین داده می شود باید ..............باشد، تا متضاد با راه رسیدن به نیاز های دیگر نباشد وکامل کننده آن ها نیز باشد. اگر مردم کارهای مخالف دستورات الهی انجام دهند وبا سرمشق گرفتن از پیامبر به گمراهی وانحراف کشیده شوند. نشانه ی این است که پیامبر در هنگام ..................معصوم نبوده است. پس از رحلت پیامبر ، حوادثی رخ داد که نظام حکومتی اسلامی را که بر مبنای .....................طراحی شده بود از مسیر طبیعی خود خارج کرد. امامان شیوه ی مبارزه با حاکمان رامتناسب با شرایط زمان بر می گزیدند، به گونه ای که هم تفکر اصیل اسلام راستین یعنی ....................باقی بماند وهم به تدریج بنای ظلم وجور بنی امیه وبنی عباس سست شود. سوالات جور کردنی : هر عبارت سمت راست با کدام عبارت سمت چپ مرتبط می باشد.
کدام یک از عبارات زیر صحیح وکدام غلط است.عبارت غلط رااصلاح کنید. کسانی که در دوران جاهلیت نزد اشراف مکه ومدینه منزلت داشتند وبا ارزش تلقی می شدند، در دوران ظهور اسلام نزد پیامبر اکرم صاحب منزلت شدند.( )
پیامبر اکرم حضرت علی ودوازده فرزند ایشان را به جانشینی خود معرفی کرده است وآنان عهده دار مسئولیت امامت اند.( ) کسانی که بدون تفکر وتعقل اندویا کمتر از آن بهره مند هستند فقط به ظاهر وپوسته دین پی می برند و از روح وحقیقت آن بی بهره می مانند.( ) به سوالات زیر پاسخ کوتاه دهید: پیامبران چگونه به سمت گناه نمی روند؟ ص/38 آسانترین را برای غیر الهی نشان دادن اسلام و قرآن چیست؟ ص/ 53 به چه علت امام باید تمام ویژگی های خاص پیامبران را داشته باشد.؟ ص/ 83 چگونه می توان راه تسلط بیگانگان بر مسلمانان را بست؟ ص/ 74 حاکمان بنی امیه وبنی عباس چگونه در تحریف اندیشه های اسلامی وجعل احادیث نقش داشتند؟ ص/ 111 با تکیه بر کدام پشتوانه ها در عصر غیبت وظایف مربوط به " مرجعیت علمی" و" حکومت اسلامی" به فقیهان با تقوا واسلام شناسان آگاه به زمان سپرده شده می شود.؟ عبارت را کامل کنید: علی در نامه خود به مالک اشتر می فرمایند در قبول وتصدیق سخن چین شتاب مکن زیرا ...........ص/ 178 به سوالات زیر پاسخ کامل دهید: چه کسانی می توانند در دوران ظهور امام زمان(ع) جز یاران ایشان باشندودر همه صحنه های نبرد حق علیه باطل حضور داشته باشند.؟ ص/142 اعتقاد به منجی در بین پیروان پیامبران چه فرصت ارزشمندی را برای همکاری میان آنان فراهم می کند.؟ص/ 149 توضیح دهید که آیا انسان صاحب کرامت به پیمان شکنی دست می زند؟ ص/ 200 رهبر معظم انقلاب اسلامی آیه ا... خامنه ای در باره دخالت وحمایت مردم در نظام اسلامی چه فرمودند.؟ ص/179 به چه دلیل اذن پدر برای ازدواج دختر الزامی است؟ ص/ 218 نقش مرد در خانواده را بنویسید.( 4مورد) ص/ 231 پیشوایان دین اسلام برای جلوگیری از فاصله افتادن بین بلوغ جنسی وعقلی در جوانان چه توصیه ای به پدران ومادران می کنند.؟ ص/ 221 |
1
1
5/0
2
5/1
5/1
5/3
1
1 1 2 1 1 2
| |||||||||||||
|
|
زرلکی موفق باشید جمع نمره |
20 |
پرسش ها وپاسخ های دانش آموزی
سوال :مي گويند که در زمان ظهور امام زمان چيزهاي زيادي مي باشند که تکامل مي يابند از جمله علم به حد اعلاي خودش مي رسد و بعضي ها مي گويند که و همچنين در کتابها نوشته شده که امام زمان با شمشير قيام مي کند، سؤال من اين است که با وجود پيشرفت علم و با وجود سلاحهاي مدرن آيا جنگ امام زمان باز هم با سلاحهاي سرد خواهد بود؟
پاسخ : در اين راستا نكاتى است كه بايد در نظر گرفت:
1) كلمه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از مطلق سلاح مى باشد. چنانكه در بسيارى موارد چنين كاربردى دارد.
2) آنچه مسلم است سلاحهاى موجود دنيا به گونهاى است كه نابود كننده هر كسى است كه در برد مؤثر آن باشد در حالى كه سلاح امام زمان «عج» و يارانش تنها انسان هاى تبهكار و فاسد و بىايمان را از بين مىبرد و خوبان از گزند آن در امانند. اما اين كه اين ويژگى چگونه به دست مىآيد بر ما پوشيده است مىتوان احتمال داد كه آن حضرت به سلاح فوق مدرنى دست مى يابند كه چنين كاربردى دارد و سلاحهاى ديگران در برابر آن ناتوان است و كارايى چندانى ندارد و نيز ممكن است سلاح جديدى توسط آن حضرت به كار گرفته نشود و با سلاح هايى ابتدايى به نبرد برخيزند و اراده الهى بر از كار افتادن ديگر سلاحها تعلق گيرد.
سؤالاتي كه درباره ابزار دفاعي آن حضرت قابل طرح است عبارتند از:
1- آيا ابزار دفاعي آن حضرت سلاح سردي چون شمشير خواهد بود يا نه ؟
2- مفاد روايات اسلامي كدام نظريه را تأييد مي كند؟
3- آيا تكامل صنعتي و ماشيني در آن روزگار از بين خواهد رفت يا نه ؟
مي گوييم براي يافتن پاسخ اين سؤالات هم از منابع حديث و هم از دلايل عقلي مي توان كمك گرفت اما به نظر عقل : هيچ دليلي وجود ندارد كه با جهش جامعه انساني به سوي حق و عدالت ترقي جامعه متوقف گردد. افزون بر آن يكي از پايه هاي استقرار حكومت واحد جهاني به هم پيوستگي دنيا از نظر وسايل ارتباطي است و اين موضوع بدون تكامل صنعتي ممكن نيست . پس بعيد نيست بگوييم همان گونه كه قلم كنايه از علم و فرهنگ است.
شمشير هم كنايه از قدرت و نيروي نظامي مي باشد. از همين جا مي توانيم به اين سخن اعتراف كنيم كه نمي توانيم نوع اين سلاح را نه از نظر مادي يا رواني بودن و نه از جهات ديگر تعيين كنيم . همين اندازه اجمالا مي توانيم بگوييم يك سلاح برتر خواهد بود. هم چنان كه مي دانيم آن سلاح سلاحي نيست كه گناهكار و بي گناه را با هم نابود كند. و اما به نظر احاديث : احاديثي كه نقل شده , به نوبه خود هر كدام تكامل علوم را در ابعادي مختلف براي انسان گوشزد مي كنند. از باب نمونه در كتاب منتخب الاثر عناوين ذيل را مشاهده مي كنيم كه همگي بر پيشرفت و رشد علوم آن روزگار دلالت مي كنند:
1- باب سوم در اين كه زمين , كنوز و معادن خود را اظهار مي كند. در اين باره ده حديث است . از باب نمونه : موسي بن جعفر(ع ) فرمود: براي آن حضرت گنجينه هاي زمين ظاهر مي شود و هر امر دوري، براي ايشان نزديك مي گردد.
2- باب چهارم : در اين كه بركات سماوي و ارضي و غير اين دو ظاهر مي شوند و در آن 12 حديث است . از باب مثال : پيامبر(ص ) فرمود: در زمان آخر امتم مهدي خروج مي كند و حال آن كه باران او را سيراب و زمين نباتاتش را بر وي عرضه مي كند.
3- باب يازدهم در اين كه زمين در دولت وي عمران مي يابد. در اين زمينه 5 حديث وارد شده است . از آن جمله : حضرت فرمود: روي زمين خرابي باقي نمي ماند مگر اين كه مهدي آن را آباد مي كند.
4- باب دوازدهم در اين كه امور در عصر ايشان تسهيل پيدا كرده و عقول مردم هم تكامل پيدا
مي كند و در آن 7 حديث نقل شده است .
از باب نمونه امام صادق (ع ) فرمود: در زمان قائم آل محمد(ص ) مؤمني كه در مشرق است برادر خود را كه در مغرب است مي بيند. همين طور مؤمني كه در مغرب است برادر خود را كه در مشرق است , مشاهده مي كند.
سوال :گفته مي شود (بر اساس احاديث اسلامي) كه ظرفيت انسان 27 حرف است كه در زمان ظهور امام زمان(عج) انسانها به تدريج به آنها خواهند رسيد، آيا امكان دارد كه در قبل از اين زمان هم انساني به اين درجه شكوفايي استعدادها برسد يا نه؟
پاسخ : بسياري از تعابير روايات مخصوصا در باب حقيقت وجودي انسان به صورت رمز بيان شده است که اهل فهم و صاحبان استعداد آن را دريابند از جمله واژه حرف و کلمه و امثال آن. در ارتباط با انسان و انسان کامل اين که وارد شده ظرفيت انسان 27 حرف است. منظور حقايق وجودي در نردبان رشد و کمال مي باشد. همان طور که کلمات از حروف تشکيل مي گردد.
حروف و قابليت هاي وجودي و مراحل تکامل در انسان نيز کلمه هويت او را تشکيل مي دهد و لذا اين حروف همچون حروف الفبا نمي باشد که با گويشي خاص ادا شود. همانگونه که اسم اعظم نيز همچون اسم و کلمه مجتمع از حروف هجايي نمي باشد بله ماجراي اسم وکلمه و حرف و عدد در علوم حقيقي بحثي عميق و مفصل را به خود تخصيص داده است.
مصدر به مثل هستي مطلق باشد عالم همه اسم و فعل مشتق باشد
چون هيچ مثال خالي از مصدر نيست پس هر چه در او نظر کني حق باشد
از اين رو حضرات معصومين(ع) در برخي ادعيه و روايات خود را کلمه يا کلمات تامات معرفي کرده اند و يا آن بزرگواران اسم اعظم الهي مي باشند.
در روايات وارد شده که اسم اعظم هفتاد و سه حرف است يک حرف از آن را آصف بن برخيا داشت. و دو حرف را عيسي(ع) و چهار حرف را موسي(ع) و هشت حرف را ابراهيم(ع) و پانزده حرف را نوح(ع) و بيست و پنج حرف را آدم(ع) و هفتاد و دو حرف را محمد(ص) که از يک حرف محجوب است (اصول کافي (معرب)، ج 1، ص 179 - انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه، آيت الله حسن زاده آملي، ص 154 و 155).
و همچنين به حضرات ائمه هدي(س) اجمعين بعد از حضرت رسول(ص) همان هفتاد و دو حرف داده شد (اصول کافي، ج 1، ص 180).
در قرآن کريم خداي بزرگ مي فرمايد: «و علم آدم الاسماء» (بقره، آيه 32) خداوند به آدم اسماء را تعليم داد. منظور از الاسماء جميع حقايق هستي است و اين حقايق در هر کس که بالفعل انسان باشد وجود دارد. مثل حضرات معصومين(ع) ولي در ما چون بالقوه انسانيم و بالفعل انسان نيستيم اين علم به اسماء وجود ندارد (در محضر استاد حسن زاده آملي، محسن غرويان، ص 15).
و لذا بدون توجه انسان کامل (حضرات معصومين) انسان هاي عادي نمي توانند به مدارج کامل الاسماء دست پيدا کنند. در مدرسه رشد و کمال، معصومين معلم اند و بقيه افرادي که جوياي کمال مي باشند.( شاگرد و دانش آموز) و بدون راهبري آن بزرگواران امکان رسيدن به درجات والاي از رشد و وارستگي ممکن نمي باشد و لذا فعليت بسياري از استعدادهاي وجودي انسان ها در زمان ظهور قطب عالم امکان حضرت ولي عصر(ع) تحقق پيدا مي کند.
براي آگاهي بيشتر ر.ک:
1. نصوص الحکم بر فصوص الحکم، استاد حسن زاده آملي، ص 568.
2. کلمه عليا در توقيفيت اسما، علامه حسن زاده آملي.
نکته ها و حکمتها
گفتم چرا اقرار و معرفت بر وحدانیت خدا بر همه واجب است؟ و این اقرار چه تاثیری در خود سازی و تکامل انسان دارد؟
گفت به چند دلیل:
1- اگر اقرار و معرفت به یک خدای واحد صورت نگیرد توهم خدایان و مدبران مختلف پیش می آیدو و چنین شد کسی به خود اجازه نمی دهد که خالق غیر خود را بپرستد و پیروی کند در حالی که کسی نمی داند خدای حقیقی خود همانست که او را می پرستد یا غیر اوست. در این صورت امر و هی خدایان برایش ثابت نیست و گیج و مبهوت است.
2- اگر دو خدا وجود می داشت، هیچ یک از دو شریک در پرستش و اطاعت بر دیگری اولویتی نداشت و اگر مجاز بودیم که از یکی اطاعت کنیم مفهومش این است که اجازه داشته باشیم از دیگری اطاعت نکنیم. و با عدم اطاعت از یکی کفر به خدا و کتب و رسلو اثباط باطل، حلال نمودن حرام و حرام نمودن حلال، دخول در معصیت و خروج از اطاعت، اباحه یفساد و ابطال حق حاصل می گردید.
3- اگر دو خدا می بود، ابلیس به خود اجازه می داد که ادعای یکی از این دو خدا بودن را بکند و بدین ترتیب با خداوند در جمیع احکامش ضدیت نماید و بندگان را به سوی خود بکشد. درحالیکه این امر، عظیم ترین و بدترین شکل کفر و نفاق است.
گفتم: اقرار به اینکه هیچ چیز مانند خدا نیست، چرا واجب است؟
گفت: به چند دلیل:
1- برای اینکه پرستندگان و اطاعتگران از کس دیگر تبعیت نکنند(زیرا اگر خدا شبیهی می داشت همان مفسده قبلی پیش می آمد).
2- اگر مردم ندانند که خدا مثل و مانندی ندارد، چه می دانند که شاید پروردگارشان همین بتهایی باشند که آباء و اجدادشان نصب نموده اند و این امر موجب فساد و ترک اطاعت و بندگی و ارتکاب گناهان می گردید.
3- اگر اقرار بی مانند بودن خدا واجب نبود، برای مردم جایز بود که خدا را هم جاری مجرای مخلوقین از لحاظ عجز و جهل و فنا و دروغ و.... بدانند و وقتی چنین شد دیگر کسی به عدالت، وثوقی پیدا نمی کرد و امر و نهی و وعده و وعید و ثواب و عقابش محقق نمی گشت و درنتیجه فساد در آفرینش و ابطال ربوبیت حاصل می شد.
****
گفتم : چرا خداوند بندگانش را به عبادتش دعوت کرد؟
گفت: تا او را فراموش نکنند، و تادیب و تربیت را ترک ننمایند . از امر و نهیش به چیز دیگری سرگرم نشوند زیرا در این امر(دعوت به بندگی) صلاح و قوام بندگان حاصل می گرددو اگر ترک بندگی صورت گیرد دیری نمی پاید که قلبهایشان قساوت یافته و توفیق کمال از آنها سلب می گردد.
***
گفتم: (خدا،خار) را برای چه آفرید؟
گفت: برای اینکه سوزش آن را بر بدنت احساس کنی و بفهمی که «خار زبان» بس دردناکتر از خار بیابان است.
***
گفت: دست از گناه بردار و از عقوبت آن بترس.
گفتم:خدا کریم است.
گفت: کرمش شامل توبه کاران است نه گناهکاران جسور.
***
گفتم: مرز «محبت» و «کینه» چیست؟
گفت: «از خود به در آمدن»
****
گفتم: چرا بعصی آدمها کبر می ورزند؟
گفت: یادشان رفته که آغازشان نطفه ای بد بوست و پایانشان لاشه ای متعفن.
***
گفتم:کالای محبتی که خدا به من ارزانی داشت، کسی نمی خردش .
گفت: به صاحبش برگردان.
***
گفتم: بدی را در آدمیان چه کسی بنیاد نهاد؟
گفت: «متکبر»
گفتم: چه کسی ویرانش خواهد کرد؟
گفت: «متواضع».
***
گفتم: علم خوب است یا ثروت؟
گفت: بگو ثروت خوب است یا ثروت؟
گفتم توضیح بده!
گفت: مگر ثروت بدون علم ثروت است؟ نشنیدی که فرمودند:«لاغنی کالعلم، و لا فق کالجهل» هیچ ثروتی بدون علم ثروت نیستو هیچ فقری مانند جهل فقر نیست؟
***
گفتم :خدا از رگ گردن به ما نزدیک تر است یعنی چه؟
گفت: رگ گردن «منِجسمانی و پنداری» توست، آنرا که برداری، روح تو می ماند و روح تو روح خداست.«تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز».
***
گفتم چرا نماز به دلم نمی نشیند ؟
گفت: عاشق نیستی
گفتم چه کنم که عاشق شوم؟
گفت: «از خودت بگذر».
***
گفتم: اگراعمال ما ملاک قضاوت خواهد بود ، چه نیازیبر شفاعت شافعین؟
گفت: عشق به شفاعتگران در دنیا خود یک عمل است.
***
گفتم: از کجا بدانم که خدا مرا دوست دارد؟
گفت: از دلت بپرس که چقدر خدا را دوست داری.
***
گفتم: سعادت چیست؟
گفت: تا ابد با نعمت زیستن.
***
گفتم: دنیا(حب الدنیا) خوب است یا بد؟
گفت: دشمنش بداری «خوب» است و اگر دوستش بداری «بد»!
***
گفت: تو که به وجود خدا معتقدی پس چرا تمردش میکنی؟
گفتم: من که نخواستم او مرا بیافریند.
(آهی کشید و) گفت: «در دیگ باز است حیای گربه کجاست»؟
***
گفت: چقدر اندوخته داری؟
گفتم شماره ندارد.بیش از یک میلیارد!
گفت برای چند روز؟
در فکر عمیقی فرو رفت و گفت: شاید برای یک لحظه!
***
گفت : گناه مکن که درد می آورد.
خندیدم و گفتم: گناه کردم و لذت آورد!
گفت: بیدار شو. کارد بر پیکر شخص بیهوش دردی ایجاد نمی کند تا وقتی که بیهوش باشد و به تعداد زخمش هایش و به مقدار عمق و شکاف آنها درد بشکد. تو هم از ضربات کارد گناه بر پیکره ی روح غفلت گرفته غافل مباش. نشنیده ای کلام خداوند که فرمود: «یوم تبلی السرائر فماله من قوه و لا ناصر» روزیکه (دردهای) پنهان آشکار شود و برای(گناهکار) نه نیرویی برای (فرار) و نه یاوری برای (نجات)؟
****
گفتم در برخورد با نادان چه کنم؟
گفت: تلخی در نادانی او را با شِکرِ شَکر دانائیت بیامیز.
****
گفت: تو که به وجود خدا معتقد نیستی، پس چرا زیبائی های طبیعت را ستایش میکنی؟
گفتم: طبیعت را ستایش می کنم چه ربطی به خدا دارد؟
گفت افسوس که تفاوت نقش و نقاش را نمی دانی.
گفتم داد از این غفلت!
****
گفتم: نمیدانم سیگار(این دشمن نابکار) چسان برمن قلبه کرد؟
گفت: او به تلقین تسکینت داد لیکن آرام و بی صدا«اراده» ات را از تو بر گرفت.
گفتم هزار لعنت بر او باد که «همه چیز»من را از من گرفت.
الهی نامه
الهی!... خانه به خانه ی دهکده جهانی، چشم به راه پیامی از «علی آباد» و «حسین آباد» کشور وحی است. اگر نتوانتم رمز قفل «صندوق فرهنگ» را برای متقاضیان بشناسیم و بگشاییم، شرمنده تاریخ خواهیم شد.
توفیق ده،تا فرهنگ اهل بیت را نامه ای کنیم، در پاکتی از «زبان عصر» قرار دهیم، تمبری از«شهادت» بر آن بزنیم و به نشانه ی همه خانه های «نیاز» و دلهای محله «شوق» و خیابنهای شهر«طلب» بفرستیم
الهی!... ای مقلب القلوب و محول الاحوال!
شگفتا قلب و حالات آن و صاحبان قلب و احوالشان!
یکی دل مشغول و دل آشفته است، یکی دل آسوده و دل آرام،
یکی دلگیر و دلخسته و دلبسته است، یکی دل باز و دل شاد و دل آزاد،
یکی یک دل و بیدل است و دیگری دو دل و صد دل،
یکی دل آشوب و دلسرد و دلداده است، یکی دل آرام و دلگرم و دلدار،
یکی دلخون، دلشکسته، دل مرده، دل افسرده و بیمار دل است،
دیگری خوشدل و روشندل و زنده دل و برنا دل،
دل مارا خودت دل کن، ما را از صاحبان و آگاه دلان روشن دل کن،
از سنگدلی و کور دلی و تنگ دلی برهان.
از بینا دلان و زنده دلان دریا دل و از سوخته دلان پاکدل بگردان.
کتاب " آنک آن یتیم نظر کرده" ( از تولد تا هجرت حبشه)
مولف: رضا رهگذر
ناشر: موسسه به نشر چاپ وانتشارات آستان قدس رضوی
در 592 صفححه برای بار ششم تجدید چاپ گردیده است.
نویسنده، این اثر را به دردانه ی دوران حضرت امام خمینی(ره) ورهبر معظم ومحبوب انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای تقدیم کرده است.
ایشان در ابتدای کتاب یادآوری کرده اند که مقام معظم رهبری طی یک دیدار خصوصی جهت تقدیر از دست اندرکاران مجموعه ی رادیویی مربوط به این اثر به نام " مجموعه از سرزمین نور " به نویسنده فرمودند: " اگر این کار بیست سال هم طول بکشد وشما فقط همین یک کار را بکنید ارزش دارد."
نویسنده در این کتاب کوشیده است، زندگی پیامبر را قبل از تولد به صورت رمان زیبایی ترسیم نماید وخوانند را در حال وهوای آن روز عربستان وخاندان پیامبر قرار دهند. از نکات مهمی که در باره این اثر باید گفت این است که در کتب تاریخی معمولا، بیان تاریخ قبل از تولد پیامبر وعربستان در دوران جاهلیت جذابیتی ندارد وخواننده ترجیح می دهد سریعا از این قسمت ها عبور کند در حالیکه در این کتاب، نثر زیبا وجذابیت داستانی آن خوانننده را با نقش آفرینان داستان همراه کرده وبه دنبال ماجرا علاقمند می نماید. علاوه بر این بیان شیوه زندگی عبدالمطلب، جد پیامبرانسان را متوجه خردمندی ویکتاپرستی خاندان پیامبر می نمایدوسروری آنان را بر دیگر قبایل وتیره های عرب کاملا مشخص می سازد.
مطالعه این کتاب را به دبیران محترم ودانش آموزان گرامی پیشنهاد می نماییم واز آن جا که جوانان علاقه ی فراو.انی به مطالعه رمان دارند معرفی آن به دانش آموزان جهت اشنایی آنان با زندگی پیامبر وبخشی از تاریخ اسلام، بسیار مفید به نظر می رسد. علاوه بر اینکه جایگزین بسیاری از رمان های بی محتوایی گردد که اوقات گران بهایی از جوانان را به هدر می دهد.
نام کتاب: مینا گر عشق ( شرح موضوعی مثنوی معنوی مولانا جلاالدین محمد بلخی)
شارح : کریم زمانی
ناشر: نشر نی
چاپ اول: 1382
استفاه از داستان واشعار با موضوعات دینی در امر تدریس از ضروریات است. کتاب مثنوی علاوه بر شعر گونه بودن محتوی، به صورت زیبا داستان ها وموضوعات دینی وقرآنی را نقل می کند که مفاهیم ومعارف عقلی وعرفانی را به صورت عینی در می آورد.
از مزایای کتاب برای استفاده دبیران دینی وقران، موضوع بندی آن در مسائل خداشناسی- نبوت- معاد- انسان شناسی وسایر موضوعا دینی می باشدکه نویسنده به صورت فهرست مختصر وهمچنین فهرست الفبایی مطالب وفهرست تفصیلی مطالب در ابتدای کتاب ارائه داداه است، که کار را برای جستجو وکاوش خواننده آسان می کند.
نویسنده با ذکر موضوع مطالب، توضیح وشرح آن را همراه با اشعار مرتبط از مثنوی آورده است.
در باب پدید آمدن این کتاب شارح آن می گوید: " این ضرورت فرادید آمد که کتابی فراهم آید مشتمل بر مبانی اندیشه مولانا وامهات آرای او تا علاقمندان در صورت نیاز بدان رجوع کنند واز قضاوت های شتابناک که غالبا مقرون به کژی وزلل است حتی المقدور مصون مانند. چرا که مثنوی به شیوه کتب مرسوم، به ابواب وفصول، مدون ومرتب نشده است. در عوض، مثنوی بر پایه اجمال وتفصیل انشاء شده است. بدین معنی که مولانا به سبب سرعت انتقال وقوت ابتکار، از سخن، سخن می شکافد واز نکته ف نکته می آرد واز حکایت به حکایت دیگر می رورد واز تمثیل به تمثیل دیگر . آنگاه از هر بخش حکایت، نکاتی صد رنگ بر حسب استعداد مخاطب ایراد می کند وگریز های اخلاقی وعرفانی واجتماعی وروانشناختی و... می زند. وچه بسا در ضمن ایراد نکات وانتقالات، حکایت در دل حکایت آورد حال آنکه هنوز حکایت اصلی را به پایان نبرده . واین توالی حکایات همراه است ب نکته گویی های بی شمار. تا آنکه دوباره بر سر سخن اصلی باز گردد وبه شرح منظور آغازین خود رود. همین جهش هها وانتقالات پیاپی ولایه لایه بودن موضوعات مثنوی، یکی از علل دشواری فهم مثنوی است. حال انکه مولانا در افاده مثنوی، وضوحی تان به کار برده وهیچ مطلبی را به روش فضل فروشان حرفه ای، گنگ ومغلغ بیان نکرده است.
بدین سان برای فهم اندیشه های مولانا چاره ای نیست جز آنکه مطالب اجمالی را به مطالب تفصیلی وبالعکس، ارجاع دهیم وتفسیر مثنوی را از خود مثنوی بجوییم. ودرمان را از همان موضع بجوییم که درد خاسته است."
دبیران محترم دینی وقرآن می توانند در امر تفهیم وتبیین مطالب درسی بهره بسیاری از این کتاب ببرند.