تبليغاتX
معلمان موفق دینی
فعالیت های آموزشی یک معلم
 

تمثیلات

 

آهن ربا وسنجاق های متصل به آن

(خدا منشاء قدرت ها)

اگر ده عدد سنجاق را در طول هم قرار دهیم، این ها هیچگونه اتصال وجاذبه ای نسبت به یکدیگر نخواهند داشت. ولی اگر در راس این ها آهن ربایی قرار داده شود رشته تسبیح مانندی از سنجاق ها به دست خواهد آمد که هر سنجاقی نسبت به سنجاق های بعدی حالت جذبه خواهد داشت..قدرت جذب هر سنجاق نسبت به سنجاق دیگر لحاظ می شود، اما قدرت این ها نسبت به آهن ربا هیچ لحاظ نمی شود، در صورتی کخ هرچه داند از آهن ربا دارند. "لا حول ولا قوه الا با لله" همه مخلوقین همانند سنجاق هایی هستند که قدرت خود را از "الله" گرفته واز خود نسبت به خدا هیچ ندارند وفقر محض هستند.

پیش دانشگاهی درس سوم

جراحی صورت: (فانی فدای باقی)

برای جراحی صورت از گوشت ران استفاده میکنند، اما هیچگاه برای جراحی ران از گوشت صورت استنفاده نمی کنند.همچنین به خاطر سلامتی قلب از خوردن دارو جهت تسکین دندان درد خود داری می شود.برای سلامتی دندان از خیر قلب نمی گذرند، به علت اهمیت قلب انسان در زندگی اولویت ها را باید در نظر بگیردو"فانی " را درمسیر"باقی "ها قرار داد نه این که فقط به فکر فانی ها باشد وباقی ها رادر مسیر فانی ها قرار دهد.

سال اول درس سوم

شیشه عطر وسَرآن: (حجاب حافظ ارزش ها)

تا زمانی که شیشه عطر بسته است، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود، ولی به محض این که چند ساعتی سر شیشه عطر بر داشته شود، عطر داخل آن می پردوتنها شیشه خالی بدون عطر می ماند، کسی که بدان میلی ندارد. حجاب همانند سر شیشه عطر است که بوی خوش وزیبایی وحلاوت زن ها را حفظ می کند وبا برداشتن حجاب آن زیسبایی وحلاوت از بین می رود.

رمز زیبایی زن های مسلمان هم همین حجاب است

سال دوم درس سیزدهم

انواع آینه ها:( عقل چراغ هدایت)

آینه ها سه نوعند : آینه های ساده که هر چیزی را همان گونه که هست نشان می دهد.آینه محدب که بعضی قسمتها را کوچک نشان می دهد وآینه مقعر که بعضی از قسمت ها را بزرگ جلوه می دهد.عقل آینه ساده ایست که سعی می کند همه چیز را همانگونه است نشان دهد. ولی نفس، آینه مقعر ومحدبی اس ت که سعی دارد آنچه را خود دوست دارد بزرگ جلوه دهد وآنچه را نمی پسندد کوچک نمابش دهد.      سال دوم درس سوم

طفل در رحم:

بسیاری ار امراض، ممکن است در رحم به انسان وارد شود، ولی در آنجا درد وغذابی برای او ندارد، بلکه پس از تولد است که رنج وعذاب آن مرض به سراغ انسان می اید وباعث درد واندوه می شود.چرا؟ چون مثلا پای جنین نقص وعیبی دارد یا دستگاه گوارش او ناقص ومعیو است.اما از آن روی که در رحم به آن ها احتیاجی ندارد ونمی خواهد مورد استفاده قرار دهد.متوجه مرض ونقص وعذابشان نمی شود.ولی وقتی متولد می شودومی خواهددر این دنیابا پای خود راه برود وبا جهاز هاضمه خود عمل گوارش را غذا را انجام دهد، تازه با رنج نقثص خود آشنا می شود وعذاب ان نقص ومرض را احساس می کند.به عبارت دیگر، وقوع بیماری در یک زمان وبروز درد ورنج در زمانی دیگر رخ می دهد، یا بهتر است یگویم در این مورد، ریشه بیماری، رد ندارد اما آثارش درد دارد.

در مورد تشابه این وضع با مسئله معاد هم باید گفت انچه از نقص وضعف وکمبود یعنی گناه، فتنه، فساد، ظلم وجور نسبت به دیگران در این دنیا از انسان سر می زند،مشابه همان امراضی است که در رحم به سراغ انسان می آید، اما حاصل وآثارش در آن دنیا در مرحله معاد است که احساس می شود وانسان را عذاب می دهد.         سال دوم درس نهم

آبله:

اخلاق بد مثل میکروب های آبله است که مسری می باشد.مثلا تکبر خودش یک بیماری مسری است.گاهی انسان بامتکبر معاشرت می کند، متکبر می شود.همانتطوری که با اشخص آبله ای هم غذا شود آبله می گیرد.با غافل هم که می نشیند، غافل می شود، با اهل دنیا هم که می نشیند، اهل دنیا می شود، وقتی با کسی که هکمه چیزش برای تجملات وبرای به رخ کشیدن، یا امثال این ها کار می کند، معاشرت کرد یاد می گیرد. بچه هم اگر با این ها معغاشرت کرد، یاد می گیرد. کسی که غیبت می کند اگر انسان با او معاشرت کرد، اهل غیبت می شود.

سال اول در هفدهم وهجدهم

تصادف با نردهای کنار جاده:

راننده ای که با نرده های کنار جاده تصادف می کند شدیدا از این که خساراتی به ماشین او وادر شده، ناراحت می شود ونرده ها را عامل این خسارت می داند، ولی وقتی پایین می آید وآن طرف نرده ها را که دره ای وحشتناک است می بیند بسیار خوشحال می شودونرده ها را وسیله نجات خود می داند، مصیبت ها همان نرده های کناره جاده اندريال که در ظاهر خساراتی وارد می کنند. ولی مانع پرت شدن می شوند.

پیش دانشگاهی درس ششم یرای مطالعه

نظام اسلامی وناهجاری های موجود در جامعه:

با دیدن این همه تفاوت ها وناهنجاری ها، چگونه نظام را اسلامی بدانیم؟

اولا معنای نظام اسلامی آن نیست که تمام افراد جامعه اش عادل باشند، بلکه نظام اسلامی آن است که قوانین ومدیرانش اسلامی باشند.

مسافرت خوب آن است که ماشین سالم وراننده ماهر باشد تا مسافرین را به مقصد برساند.نه انکه تمام مسافران بی مسئله باشند، هیچ کس در هیچ سفری برای سوار شدن به اتوبوس وقطار وهمواپیما، تک تک مسافران را بررسی نمی کندف بلکه به سلامتی وسیله ومهارت راننده می اندیشد.در آیه 102 سوره بقره می خوانیم که در زمان حضرت سلیمان گروهی به جای پیروی از آن حضرت پیرو شیطان بودند." واتبعوا ماتتلوا لشیاطین علی ملک سلیمان"

ثانیا: عدالت همه جا به معنای نساوی نیست، پزشک عادل، پزشکی نیست که به همه بیماران یک نوع دارو بدهد.معلم عادل، معلمی نیست که همه دانش آموزان یک مره بدهد.بلکه این تساوی، کمال بی عدالتی است.مگر سلول چشم با سلول استخوان پا یکسان است؟ مگر برگ ها، میوه ها، کوه ها،دشت ها، معدن ها، جنگل ها، کرات اسمانی، کهکشان ها، رنگ هاف نژاد هاو...یکسانند؟

آری، تفاوت دو نوع است: گاهی حکیمانه وبر حق است، وگاهی تبعیض وناحق، اختلافات گاهی بر اساس ظلم است که باید با تمام قدرت جلوی آن را گرفت، سرمایه هایی را که با زد وبند، کم فروشی، احکتکار، توطئه، اختلاس، سرقت، وبا امثال آن جمع شده است.باید از حلقوم متجاوزان بیرون کشید.اما گاهی  تفاوت واختلافی که در اثر کار، هنر تخصص، مدیریت، ابتکار وامثال آن پیدا می شود، چنانچه حقوق واجب الهی آن (خمس وزکات) پرداخت شود، مانعی ندارد.اگر بخواهیم حق این کار وهنروکار وتخصص را نادیده بگیریم جامعه راکد می ماند ورشدی ندارد.

سال سوم درس دوازدهم

شرک مانع پذیرفتن اعمال:

خداوند می فرماید:" اَنَا خَیرُ شَریکٍ فَمَن عَمِلَ لِی وَلِغَیری فَهُوَ لِمَن عَمَلََهُ غَیری"

من بهترین شریک هستم، اگر کسی عملی را انجام بدهد که هدفش هم من وهم غیر من باشد، من سهم خود را به آن شریکی که برای من پنداشته واگذار می کنم تا پاداش خود را از او بگیرد.

آری هر کس وهر چیزرا در کنار خدا قرار دادن، توهین به مقام الهی است.اگر کسی بگوید: من شما را دوست دارم ، این سنگ را هم دوست دارم، این توهین به شماست.

پیش دانشگاهی در س سوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 1:18  توسط زرلکی  | 

معرفی ونقد فیلم سازدهنی:

فیلم ساز دهنی که برای چندمین بار از تلویزیون پخش شده، از جمله فیلم های مطرح دهه 50 است که امیر نادری آن را کار گردانی کرده است.

از جمله فیلم های قبل از انقلاب وی "تنگا"و "تنگسیر" محصول 1352 و بعد از انقلاب فیلم هایی چون "دونده " محصول 1361 و"آب، باد، خاک" محصول 1364 می باشد.

فیلم سازدهنی محصول سال 1352 می باشد که درجشنواره جیفونی ایتالیا در سال 1369  جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد.

داستان فیلم به ظاهر بیانگر مسئله فقر وتنگدستی کودکان جنوب کشورمان (بوشهر) می باشد.موضوعی که در زمان رژیم سابق دستمایه خوبی برای فیلم سازان بود.اما هدف ما از معرفی این فیلم موضوع کرامت نفس وعزت نفس است که در کتاب های درسی گنجانده شده است.چیزی که در ساختن شخصیت انسانها بسیار مهم به شمار می رود.

 عبدالله بچه ایست که او را ختنه کرده اند وپدرش برای این که اورا ساکت کند برایش ساز دهنی خریده . بچه های محل هیچکدام توان خرید ساز دهنی را ندارند، ولی صدای ساز دهنی آن ها راوسوسه می کند وآرزویشان این است که ساز بزنند.عبدالله خیلی زود می فهمد که می تواند بوسیله سازش آن ها را تحت اطاعت خودش در آورد.بعضی برای اوپول می اوردند و بعضی خوردنی می آوردند تا بتوانند ساز بزنند.وقتی عبدالله  به آن ها ساز می دهد که بزنند با توجه به ارزش چیزی که آورده اند، زمان تعیین می کند وباشمردن مثلا از یک تا بیست  می توانستند ساز بزنند.(لذت های دنیوی نیز به همین سرعت از یک تا بیست است، که بعضی ها کرامت وعزت نفسشان را برای آن می دهند.)

 در این بین امیر(امیرو) بچه ای با هیکلی چاق وچهره ای مظلوم چون چیزی ندارد که بدهد، درعوض سواری می دهد تا بتواند ساز بزند.وقتی برای اولین بار ساز می زند از شدت خوشحالی در کوچه های شهر می دود ومی گوید" مو ساز زدم ، موساز زدم..."گویی تما م دنیا را به او داده اند ولی خیلی زود می فهمد که لذت ساز زدن به قیمت از دست دادن شخصیت، انسایت وخوداقعی اش تمام شده است.

امیر که عاشق وشیدای ساز دهنی شده است، تمسخر ها وملامت ها را به جان می خردوبه قول مادرش با ریختن آبروی خود وخانوادهاش تن به سواری دادن به عبدالله می دهد وهر روز برای سواری دادن به عبدالله کنار درب خانه اش حاضر می شود .تا عبدالله را سوار کند ودر شهر بچرخاند وساز بزند.( امیرعبدالله نبود،عبد عبدالله بود.) صحنه ای از فیلم که نهایت ذلت وخواری امیر است وقتی است که اوعلاوه بر اینکه خرشده ،باید میمون هم بشود. فرد دوره گردی با ساز زدن میمونی را به بازی در می آورد ونمایش اجرا می کرد واز بچه ها  پول می گرفت.عبدالله بچه ها راجمع می کند واز امیر می خواهد که اگر می خواهد ساز بزند باید مانند میمون چوب بازی کند ویا ادا درآورد.  امیر همان کارهای میمون را تکرار می کند.

مادر امیر بارها او را تنبیه کرد، حتی سرکار فرستاد تا بلکه این عادت از سرش برود ولی امیر با شنیدن صدای ساز وسوسه می شود، صبرش از دست می رود وتسلیم ساز دهنی می شود.بیچاره مادر امیر در نهایت تنگدستی وبی سرپرست بودن باید این بچه یتیم را بزرگ کند . هر شب امیر از شدت درد پهلو وکمر نمی تواند راحت بخوابد ومادرش باید بدنش را مالش دهد تا آرام گیرد.

یک شب مادر امیربه او می گوید(بااین مضمون )تا کی می خواهی خر پسر" کََل عبدو" شوی. نگذارهر کس وناکسی به توظلم کند . سپس النگو هایش را که تنها یادگار پدر امیر است به او می دهد تا بتواند برای خودش ساز دهنی بخرد. اما غیرت امیر، شاید بهتر بگوییم خود واقعی وانسانی امیر بیدار می شود وبه خوداجازه نمی دهد که بشتر ازاین خوار وزبون شود ومادرش این چنین سرافکنده در مقابل دیگران.

به راستی چه چیز باعث شده بود تا بچه ها این قدر در مقابل عبداله افتاده وتسلیم باشند؟ بله همان ساز سحر آمیز بود که آن ها در مقابل صدایش سحر می شدند واراده اشان را از دست می دادند. وامیر هم فهمید که باید چه حرکت بزرگی را انجام دهد."جهاد با نفس"

سرانجام تصمیم گرفت که خود ودوستانش را از شر ساز دهنی خلاص کند. در یک فرصت که ساز از دست عبداله به زمین می افتد، امیرآن رابرداشته وبه سمت دریا فرار می کند. عبداله وبچه ها هم به دنبال او. امیر داخل آب می شود وساز دهنی را تا دور دست پرتاب می کند. بچه ها هم کنار ساحل ناظر غرق شدن آن هستند.

وقتی امیر از آب خارج می شود، عبداله به بچه ها می گوید او را بزنیداما بچه ها دلیلی برای اطاعت از او نمی بینند زیرا عبداله وسیله ی را که با آن بچه ها را مطیع خود کرده بود از دست داده بود.

فیلم اگرچه در حوزه کودک ونوجوان می باشد، ولی هر بیننده ای در هر شرایط سنی می تواند از آن درس بگیرد.فیلم با تمام سادگی وبی آلایشی وهنر پیشه گانی که شاید اولین با ر است که در مقابل دوربین قرار می گیرند، بیننده را تا آخر مجذوب تماشای آن می کند. وبیننده را تا زوایای پیچیده درونش پیش می برد.

در پایان فلیم، امیر که حالا امیر میدان است، عبداله را به باد کتک می گیرد.این صحنه های آخری فیلم شاید چندان پیام مناسبی نداشته باشد معلوم نیست گارگردان با این صحنه ها چه چیز را به نمایش می گذادر.انتقام وتلافی، برگشتن امیر به حالت وخوی عبداله چون حالا قدرت پیدا کرده است و... د رهر صورت بهتر بود فیلم با همان صحنه ای که امیر ساز را به داخل آب پرتاب می کند تمام می شد.وبیننده پیروزی امیر بر هوای نفس را می دید. وخواری عبداله که حالا دیگر چیزی ندارد (وبه قول معروف یک شخص زمین خورده است، وای به دوراز جوانمردی است که فرد زمین خورده را نیز له کرد)

توصیه ما بر این است که فیلم را تهیه کنید وبا دقت بخش های مختلف فیلم را ببیند. وخلاصه ی آن را هنگام تدریس درس سیزدهم سال سوم به عنوان انگیزه ورود به درس ویا درقسمتی ازدر س که مرتبط با آن است بیان کنید.

در ضمن بخش هایی از این فیلم به صورت کلیپ اموزشی همراه با سوالاتی مرتبط درخود فیلم تهیه شده است، که برای نمایش در کلاس بسیار مناسب خواهد بود.

یادم نمی رود وقتی داستان فیلم را برای بچه ها تعریف می کردم، خیلی برایشان جذاب بود. در حالی که هنوز به تازگی از تلوزیون بخش نشده بود وخیلی از آن ها فیلم را ندیده بودند..اما بعد از پخش فیلم در تابستان امسال، وقتی بچه ها مرا می دیدند، بلافاصله می گفتند آقا فیلم ساز دهنی را دیدی؟!

منظورم تعریف از فیلم نبود، بلکه یاد اوری این نکته بود که، آموزش به صورت عینی ودیداری انقدر تاثیر گذار است که حتی تا پایان عمر از خاطرنمی رود.

 فراموش نکنیم که دشمنان نیز به خوبی از همین روش برای بد وخشن جلوه دادن اسلام در سراسر دنیا استفاده می کنند. به راستی ما چقدر از روش های عینی ودیداری در کلاس بهره می بریم؟.

وهنوز ما اندر خم یک.......  

مرتیبط با درس ۱۳ سال سوم( کرامت نفس)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 0:38  توسط زرلکی  |